پایان باز
-
تاریخ: 1403/2/11 ساعت: 13:30
یا لطیف 1. امروز پستی قدیمی را می دیدم که فکر کنم برای سال 95 بود. پایینش، دو، سه کامنت از دوستی مجازی بود که مدت ها از او بی خبر بودم. لینک صفحه اش را کلیک کردم و صفحه اش را دیدم. آخرین پست هایش برای سال 96 بود. درباره سرطان که متاستاز کرده بود (اصطلاحا) و دوباره برگشته بود و عود کرده بود... نمی دا...
منتظر باشید! ما هم مثل شما به انتظار خواهیم بود!
-
تاریخ: 1401/7/9 ساعت: 8:46
بسم الله الرحمن الرحیم کنار عکس کسی که داشت قهقه می زد نوشته بود : " وقتی می ری جهنم و می بینی که معلم دینی ات هم اونجاست...!". راستش اولش خیلی خندیدم به این تصویر و این نوشته، اما امشب که نمی دانم به چه مناسبت دوباره به یادش افتادم، خنده ام نگرفت، بغض کردم... با خودم فکر کردم که چقدر آدم هست که دلش...
قیاس مع الفارق
-
تاریخ: 1400/12/11 ساعت: 14:38
یا من لیس کمثله شیء یکی از اتفاقات رایج در جامعه روشنفکری دینی ما و مردم متأثر از اون فضا هم اینه: گاهی بعضی از ما، چون جایگاه، رفعت، نقش و مأموریت ها و دغدغه های انبیاء و اولیاء خداوند متعال (و حتی علما) رو درک نمی کنیم، اونها رو انقدر پایین میاریم تا هم قد خودمون بشند و رفتارها و کارها و تاکتیک ه
عکس های شاد؛ قلب های افسرده + توضیح
-
تاریخ: 1400/12/11 ساعت: 14:38
یا خیر منزولٍ به * خبر را که خواندم، بغض کردم. اصل فوتش انقدر غصه دارم نکرد که خبر گزارش پزشکی قانونی. با صد قرص... ای کاش دروغ بود این خبر خودکشی... تصور می کنم که دانه دانه قرص ها را خورده است... در حالی که تکیه داده است به مبل... قبلش هم که نشسته است برای دخترکش گندم، نامه نوشته است... اما
عذر تقصیر
-
تاریخ: 1400/12/11 ساعت: 14:38
اینجا کسی می نویسد در "همه چیز" به "غایت" "ناتمام"...+دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیماز زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که میزنیم ای آبموج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بیتابیمکی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچکمان؟و ببین
غریبه های آشنای عزیز
-
تاریخ: 1399/9/8 ساعت: 10:31
یا لطیف روی یکی از موضوعات حاشیه وبلاگم کلیک کردم. مدت های طولانی است که قصد دارم یکبار از ابتدا تا آخر مطالبم را دویاره بخوانم. مثل یک آدمی که تازه اینجا را یافته است. بی هیچ زمینه و پیش فرضی (اگر
خوب است که شه دور و بری داشته باشد...*
-
تاریخ: 1399/9/8 ساعت: 10:31
یا رئوف هیچوقت زیارت خلوت دوست نداشتم. می دونم کمی غریب ه این حرف ولی واقعیت داره... آدم اهل شلوغی و جاهای شلوغ نیستم. اما تو حرم اهل بیت دلم می خواست تو شلوغی ها گم بشم. من تو حرم خیلی از وقتم رو
شب سوم
-
تاریخ: 1399/9/8 ساعت: 10:31
یا حـ ـسـ ـیـ ـن قدر شب سوم رو بدونیم... خیلی مهمه ... کسی که دختر کوچولو داشته باشه می دونه؛ دختر کوچولوها اگر یا دستای کوچکشون دست باباهاشون رو بگیرن، هرجا بخوان با خودشون میبرن... +
سهم ما از محرم
-
تاریخ: 1399/9/8 ساعت: 10:31
یا حـ سـ ـیـ ـن آیا از عاشورای حسین (ع) و از کربلای حسین (ع) سهم ی داشته ام؟ وارث، قرابت می خواهد. قرابتی بدون حائل و بدون مانع*. فرزندی که قاتل پدر باشد، ارث نمی برد. فرزندی که کافر باشد ار مسلمان ا
روضه
-
تاریخ: 1399/9/8 ساعت: 10:31
یا حـ سـ ـیـ ـن می رفت که با آب حیات آمده باشدمی خواست به احیای فرات آمده باشد احساس من این است که با پر شدن مشکاز خیمه خروش صلوات آمده باشد بشتاب ! که در مشک تو این سهم امام استبشتاب ! اگر فص
الولد سر ابیه *
-
تاریخ: 1399/9/8 ساعت: 10:31
یا لطیف الف. سالها پیش، وقتی آقا محمدحسین خیلی کوچک بود، اینجا نوشتم که گه گاه می رود پشت پرده پنهان می شود. یک وقت هایی دلش تنهایی می خواهد انگار. یک وقت هایی با هیچکسش میل سخن نیست. تنها میرود
جامانده
-
تاریخ: 1399/9/8 ساعت: 10:31
با حـ ـسـ یـ ـن شد مانع نشستنم بر خاک راه خویش خاکم به سر که قدر غباری نداشتم... وحشی بافقی درست که دولت مانع شد. درست که بیماری کرونا باعث این تصمیم شد. درست که من حضور در راه پیمایی اربعین رو
دلسوخته
-
تاریخ: 1399/9/8 ساعت: 10:31
هو اللطیف کیسه کشمش رو می گذارم روی میز. می گویم چای ات را با کشمش بخور، از کربلا اومده. میگه: از کربلا خریدی؟ سوغاتی مثلاً؟ می گم: نه! با خودم برده بودم اما نخورده برگردوندم. می ره توی خودش. آهی می
برخاک راه یار نهادیم روی خویش... بر روی ما رواست اگر آشنا رود...*
-
تاریخ: 1399/3/9 ساعت: 20:31
یا رفیق فوعزتک لو انتهرتنى ما برحت من بابک و لا کففت عن تملّقک ...** به خودت قسم اگر من را از در خانه ات برانی، جایی نخواهم رفت... پشت در خواهم نشست... فریاد خواهم زد با همه جانم... اشک خواهم ریخت
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی...
-
تاریخ: 1399/3/9 ساعت: 20:31
یا هادی المضلین خدایا... ما رو از شک ها و شرک هامون رها کن... به خودت قسم خسته شدیم از این همه شک و شرک... سینه مون تنگ شده و جانمون آزرده گردیده... روح و قلبمون از آرامش تهی شده...خسته شدیم از خودم
اگر در دیده مجنون نشینی...
-
تاریخ: 1399/3/9 ساعت: 20:31
یا خَبیراً بِفَقری وَ فاقَتِی * و ** وَ أَنِلْنِی حُسْنَ النَّظَرِ فِیمَا شَکَوْت... از دعای هفتم صحیفه سجادیه است درباره درخواست رفع غم و اندوه از خداوند. این روزها به توصیه رهبر انقلاب صدا و سیما
حاج قاسم
-
تاریخ: 1398/10/24 ساعت: 7:46
بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّ اللَّهَ اشتَرىٰ مِنَ المُؤمِنینَ أَنفُسَهُم وَأَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ۚ یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللَّهِ فَیَقتُلونَ وَیُقتَلونَ ۖ وَعدًا عَلَیهِ حَقًّا فِی ا
خشم مقدس
-
تاریخ: 1398/10/24 ساعت: 7:46
بسم الله الرحمن الرحیم أَلا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ آیا پیکار نمی کنید با مردمی که سوگندهای خود را نقض کردند و آهنگ آن کردند که رسول را بیرون کن
ننگ است مرگ ای دوست! تا وقتی شهادت هست...
-
تاریخ: 1398/10/24 ساعت: 7:46
بسم الله الرحمن الرحیم + بابا! اگر دشمن بهمون حمله کنه و همه مردا شهید بشن، خدا فرشته هاش رو می فرسته کمکمون؟ - نه پسر گلم! زن ها تفنگ هاون رو دستشون می گیرن. اونا با دشمن می جنگن یه کم می گذره. د
خون پر برکت
-
تاریخ: 1398/10/24 ساعت: 7:46
بسم الله الرحمن الرحیم خون این مردان بزرگ و مجاهدان راه خدا، در ما مردم ایران، در روح و جان ما، در وجود ما، در احساس ما، در انقلاب ما، در غیرت ما، در اهداف و شعارها و آرمان های ما، در سیاست ما، حتی در شعور و فهم ما زندگی جدیدی دمید... ما مرده بودیم، آنها روحی شدند بر این پیکر بی جان ...